x

جرم تهدید و مجازات آن

امروزه تهدید کردن معمولا به معمولی ترین حالت و یا مقدمه ارتکاب جرم تبدیل شده است. به گونه ای که افراد معمولا قبل از ارتکاب جرم از طریق تهدید، بزه دیده را ترسانده و سپس دست به ارتکاب آن جرم می‌زنند . نکته قابل توجه این است که تهدید به خودی خود در قانون مجازات اسلامی جرم دانسته شده است حتی در صورتی که موجب بروز جرم نشود و به دنبال آن اتفاقی نیفتد.

ما در این نوشتار قصد داریم شما را با مفهوم تهدید و مجازات آن آشنا نماییم.

منظور از تهدید چیست؟

تهدید به معنی ترساندن و هشدار و به لحاظ حقوقی به معنای وادار نمودن فردی به ارتکاب جرم یا گرفتن مال و یا ترساندن شخص از آسیب جانی، مالی، حیثیتی و … است.

انواع تهدید

تهدید به انجام یک فعل

نظیر آن که فردی به زور و با اجبار فرد یا افراد دیگری را وادار به عمل مجرمانه نظیر قتل، سرقت، حمل مواد مخدر، جعل اسناد، تهدید به رابطه نامشروع و … نماید.

تهدید نفسانی

ترساندن فرد از وارد کردن آسیب بدنی به فردی دیگر و نیز اطرافیان و خانواده وی، مانند تهدید به قتل، تهدید به شکستن دست و پا و …

تهدید حیثیتی

ترساندن فرد از بردن آبروی وی با اعمالی نظیر افشای رازهای او، انتشار تصاویر خصوصی که معمولا این جرم با اخاذی همراه می‌شود.

به طور کلی وجود تهدید مؤثر، امری نسبی است و تحقق آن منوط به اوضاع و شرایط تهدیدکننده و تهدیدشونده دارد. بنابراین مجرد خوف از کسی یا چیزی تهدید به شمار نمی‌آید بلکه بیم و ترس فاعل باید از عمل تهدیدآمیز معاون ناشی شده باشد.

به این ترتیب احراز تهدید، امری موضوعی و موکول به تشخیص قاضی است. جرم تهدید نسبت به آینده است؛ نه گذشته؛ و اینکه در تهدید، فاعل برخلاف میل باطنی خود دست به اقدام عمل مجرمانه می‌زند اما اراده هیچ گاه از او سلب نشده است.

این در حالی است که گاهی اوقات، علاوه بر اینکه تهدیدشونده راضی به انجام فعل مورد نظر تهدیدکننده نیست، از او سلب اراده نیز می‌شود که در این صورت هیچ مسئولیتی متوجه فاعل و مباشر جرم نخواهد بود و مسئول، اجبارکننده خواهد بود. برخلاف تهدید مورد بحث که تهدیدکننده به عنوان معاون جرم و تهدیدشونده به عنوان مباشر و فاعل مورد تعقیب خواهد بود.

جرم تهدید نیز مانند هرجرمی دارای سه عنصر قانونی، مادی و معنوی است.

عناصر جرم تهدید

عنصر قانونی : عنصر قانونی جرم تهدید و اخاذی، ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی است که مقرر می دارد :

«هر کس دیگری را به هر نحو به قتل یا ضررهای نفسی و شرافتی یا مالی یا به افشای سری نسبت به خود یا بستگان او تهدید کند، اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را کرده یا نکرده باشد، به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا حبس از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»

عنصر مادی

مطابق قانون جرم تهدید به هر شکل و به هر نحو محقق می شود فلذا می‌توان گفتار نوشتار اقدام عملی و افعال مختلفی را برای تحقق جرم کافی دانست لیکن این اقدامات و یا افعال باید به گونه‌ای باشد که در مخاطب ایجاد ترس نماید به دیگر سخن عباراتی که از نظر عرفی تهدید تلقی نمی‌شود قابل مجازات نیست.

عنصر معنوی

در خصوص عنصر معنوی جرم تهدید باید بیان کرد مرتکب تهدید می‌بایست به تهدید آمیز بودن اقدامات خود آگاهی کافی داشته باشد و با این تهدید کسب امتیازی غیر مشروع و غیر قانونی را طلب نماید.

مجازات جرم تهدید

در مورد مجازات مرتکب تهدید، پس از اثبات جرم و جمع شدن شرایط ماده ۶۶۹ قانون به قاضی حق انتخاب حبس از دو ماه تا دو سال یا شلاق تا ۷۴ ضربه را داده است که دادگاه با توجه به اوضاع و احوال قضیه و شخصیت طرفین مبادرت به صدور رأی در خصوص متهم می‌کند.

جرم موضوع ماده ۶۶۹ نیز مانند ماده ۶۶۸ از جرائم حق‌الناس است که جز با شکایت شاکی خصوصی آغاز نمی‌شود و در صورت رضایت و اعلام گذشت شاکی، دادگاه می‌تواند در مجازات مرتکب تخفیف داده و با رعایت موازین شرعی از تعقیب مجرم صرف نظر کند.

نمونه رأی پیرامون جرم تهدید

تاریخ رای:1393/05/27     شماره رای:9309970223900655

رأی بدوی

در خصوص اتهام آقای ع.ن دایر بر تهدید به ضررهای جانی و شرفی؛دادگاه از ملاحظه و مداقه در جمیع اوراق پرونده و آنچه که مسلم و مبرهن است بین ایشان و شاکی پرونده سرکار خانم ر.ف می‌باشند.

به طول مدتی چند ساله روابط دوستی براساس ادعای متهم، آقای ن. رابطه زوجیت بین آن دو برقرار بوده و روابط آن‌ها از نظر احساسی و دوستی و عمق رابطه دوستی آنان بسیارنزدیک و جدی و متداخل یکدیگر بوده.

و چنان‌چه تهدیدی ازسوی مشتکی‌عنه قابلیت تصور داشت ایشان اقدام می‌کرد و از طرف دیگر وجود پرونده‌ها و شکایت‌های متعدد و کشمش‌های فراوان بین آن دونفر پس از شروع اختلافات فی‌مابین خود نشان‌دهنده این است که هریک قصد داشته که دیگری را منکوب و مغلوب نماید.

و جایی دیگر به تهدید و ارعاب باقی نمی‌ماند وانگهی گواهان تعرفه شده به صورت خیلی دقیق و واضح بر این شهادت نداده‌اند که تهدیدی از چه نوعی از آن نسبت به شاکی و با چه کلمات و الفاظی صورت گرفته و نیز وجود اختلافات و دعاوی متعدد مشتکی‌عنه پرونده با آنان درمراجع مختلف قضایی،اعتبار شهادت را زیرسئوال برده و چنان‌چه تهدیدی ازسوی مشتکی‌عنه وجود داشت نام‌برده اقدام به عمل کردن به آن می‌نمود.

بنابه‌مراتب پیش‌گفته و به لحاظ عدم حصول اقناع وجدانی و فقدان دلیل کامل و کافی شرعی بر اثبات بزه و انتساب آن به مشتکی‌عنه آقای ع.ن. دادگاه به استناد اصل37قانون اساسی و به استظهار از قاعده شرعی برائت،حکم به بی‌گناهی و برائت متهم ع.ن. صادر و اعلام می‌نماید.

هم‌چنین درباره اعتراض خانم ر.ف نسبت به قرارمنع تعقیب بازپرس محترم شعبه هشتم دادسرای عمومی و انقلاب تهران که برآن اساس و بر اثر شکایت ایشان علیه آقای ع.ن به اتهام مزاحمت بانوان، مزاحمت تلفنی، توهین، افترا، نشر اکاذیب نظر به این‌که مطالب جدیدی بیان نشده است.

و با التفات به محتویات پرونده و استدلال به عمل آمده در آن دادگاه ضمن رد اعتراض نام‌برده، حکم به تأییدی و استواری قرار منع تعقیب صادره،صادر و اعلام می‌نماید. رأی برائت صادره بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه‌های محترم تجدیدنظر استان تهران و در قسمت تأیید قرار به استناد قسمت یک از بند “ن” از ماده 3 قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب قطعی است.

رئیس شعبه1040دادگاه عمومی جزایی تهران

رأی دادگاه تجدید نظر

تجدیدنظرخواهی خانم ر.ف از دادنامه شماره 167 مورخه 31/02/93 صادره از شعبه 1040 دادگاه تهران که در این دادنامه آقای ع.ن. از حیث اتهام تهدید به ضررهای جانی و شرفی برائت حاصل نموده است.

که پس از صدور رأی شاکیه پرونده خانم ف. طی لایحه‌ای که به شماره 33 مورخه 25/05/93 ثبت دفتر دادگاه گردیده به رأی دادگاه اعتراض و تقاضای تجدیدنظرخواهی داشته که پرونده پس از اعتراض به دادگاه تجدیدنظر استان و این شعبه ارسال و ارجاع گردیده.

که با ملاحظه آن و بررسی به عمل آمده و تحقیقات صورت گرفته دلیلی از سوی تجدیدنظرخواه برای نقض رأی ارائه نشده است و از جهتی هر دو وکیل دادگستری هستند و به قواعد حقوقی اشراف دارند و تجدیدنظرخوانده مدعی زوجیت شده به دادگاه خانواده مراجعه و در شعبه 261 دادگاه خانواده حکم به زوجیت صادر می‌شود (برگ 270 و 271 پرونده).

و از سوی خانم ف. به آن اعتراض و به شعبه 30 تجدیدنظر استان ارجاع که دادگاه تجدیدنظر حکم به بطلان دعوی صادر می‌نماید. یعنی دادنامه دادگاه خانواده را نقض و تصمیم دادگاه در برگ 350 سابقه موجود است.

حتی از سوی متهم پرونده و تجدیدنظرخوانده این پرونده گواهی ارائه می‌شود که حکایت از جاری کردن صیغه عقد موقت داشته در اصالت و عدم اصالت آن اظهارنظر نمی‌شود چون از حوزه این دادگاه خارج است.

و خانم ف. در جریان رسیدگی خانم س.ن را به عنوان گواه معرفی می‌کند و از نام‌برده تحقیق می‌شود (برگ 254 و 352) که تحقیق از خانم ن. حکایت از تهدید به خانم ف. نمی‌باشد بلکه تهدید مستقیم بوده و باید فی‌المجلس به تجدیدنظرخواه تهدید کند و حتی تهدید به سن و جنس بستگی دارد که شغل تجدیدنظرخواه وکیل دادگستری است.

و بنا نیست از هر تهدیدی ترس کند گرچه در طول تحقیقات تصویری از تماس‌های تلفنی و پیامک‌ها گرفته شد از این پیامک تهدید شرفی و مالی استنباط نمی‌شود.

و ازسوی تجدیدنظرخواه دلایلی که متقن باشد و موجب نقض دادنامه دادگاه بدوی باشد ارائه نشده، فلذا دادگاه ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواهی به استناد بند الف از ماده257قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته را عیناً تأیید و استوار می‌نماید.

مستشاران شعبه39دادگاه تجدیدنظر استان تهران

مشاورین حقوقی ما و وکلای پایه یک دادگستری در مؤسسه حقوقی وکیل برتر پاسخ گوی سوالات شما عزیزان می‌باشند. و می‌توانند در پیگیری دعوای کیفری شما را یاری نمایند.

به ما رای دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *