ضرب و جرح عمدی و مجازات آن 

یکی از دعاوی که از گذشته مرسوم بوده است و همواره در سطح جامعه در حال اتفاق افتادن است دعوای مربوط به ایراد ضرب و جرح عمدی است . بسیار مواردی که اتفاق می‌افتد و اشخاص به دلیل خشونت ، به هم ریختگی یا انگیزه انتقام قبلی اقدام به ایراد ضرب و جرح نسبت به دیگری می‌کنند . در واقع یکی از پیچیده ترین مسائل در شهرهای جهان، نرخ بالای جرم و افزایش ناهنجاری های اجتماعی در آن ها است.

ما در این نوشتار قصد داریم تا شما را با مفهوم ضرب و جرح عمدی و مجازات آن آشنا نماییم .

منظور از ایراد ضرب و جرح عمدی چیست؟

ضرب و جرح از جمله جرایمی است که به تمامیت جسمانی دیگری آسیب وارد می کند و در زمره جرایم علیه اشخاص است. شدت وضعیت آسیب ها بر حسب شرایط زمانی و مکانی و خصوصیات طرفین درگیر، متغیر است.

این جرم از زمان های بسیار دور در بین جوامع بشری وجود داشته و به لحاظ ضعف و فقر فرهنگی یا کمبود مسائل اقتصادی و اجتماعی به اشکال مختلف بروز کرده است. امروزه نیز عوامل مختلفی چون خصوصیات محیطی، قومی، فردی و مزاجی و … در بروز این جرم موثر بوده و بر روی بزه دیده و اطرافیان او و اشخاصی که ناظر چنین صحنه های خشونت آمیزی هستند آثار مختلفی می گذارد.

ضرب در لغت به معنی “زدن” است و از حیث حقوقی به صدماتی گفته می شود که وارد کردن آن ها موجب از هم گسیختگی ظاهری نسوج و جاری شدن خون از بدن نمی شود. از این رو تورم، کبودی، پیچ خوردن مفاصل بدون شکستگی، خون مردگی و .. ، از مصادیق ضرب هستند. ضرب ممکن است با دست یا پا یا تمام سنگینی بدن و امثال آن یا با استفاده از ابزاری مثل چوب و سنگ باشد. بنابراین ملاک تشخیص وارد کردن صدمه بدون خونریزی، ظاهری است.

اما جرح در لغت به معنی زخم زدن بوده و به آسیب هایی گفته می شود که موجب از هم گسیختگی بافت ها شده و با خونریزی ظاهری و بیرونی همراه باشد مانند خراشیدگی، بریدگی یا پارگی دست. گاه ممکن است این از هم گسیختگی همراه با شکستگی باشد بنابراین قطع عضو، سوختگی، شکستگی و بریدگی و امثال آن از انواع جرح محسوب خواهند شد.

مجازات ایراد ضرب و جرح عمدی

اگر شخصی به قصد قطع یا جرح عضو به دیگری صدمه وارد کند یا اینکه قصد این عمل را نداشته باشد ولی نوعا عملش منجر به قطع یا جرح عضو شود، در این حالت نیز عمل او عمدی محسوب می‌شود، مانند آن که قصدش دور کردن دیگری از صحنه درگیری یا ادب کردن او باشد و با چاقو به او صدمه وارد کند. در اینجا قصد او قطع یا جرح عضو نیست ولی نوع وسیله ای که از آن برای انجام این کار استفاده کرده، منجر به این نتیجه شده است.

اگر قطع یا جرح عضو عمدی باشد، شخص مصدوم می‌تواند از دادگاه تقاضای قصاص کند که در صورت اثبات مجرمیت ضارب، وی مجرم شناخته شده.

و با رعایت شرایط زیر قصاص خواهد شد:

باید در قصاص بین اعضا تساوی وجود داشته باشد، یعنی اگر کسی دست راست دیگری را شکست، دست راست او به تقاضای مصدوم شکسته می‌شود. از این رو تساوی در محل شرط است و باید در مقابل قطع عضو طرف راست، عضو همان طرف و در مقابل طرف چپ، عضو همان طرف قصاص شود.

البته در اینجا یک استثنا وجود دارد و آن در مورد دست و پا است. به این صورت که اگر مجرم دست راست نداشته باشد، دست چپ او و اگر دست چپ هم نداشته باشد، پای او به جای دست قصاص می‌شود ولی این قاعده در مورد سایر اعضا مثل گوش، چشم و … تسری پیدا نمی‌کند.

در قصاص علاوه بر تساوی بین محل اعضا، باید از نظر سالم بودن و اصلی بودن هم با یکدیگر مساوی باشند. بنابراین هرگاه در قصاص جرح رعایت تساوی ممکن نباشد ( مانند بعضی از جراحت ها یا سوختگی های عمیق)، یا در مورد شکستگی استخوان ها که قصاص موجب تلف جان مجرم شده و سبب می‌شود که بیشتر از مقدار صدمه وارده به مصدوم به مجرم آسیب وارد شود.

و به همین خاطر به جای قصاص وی از او دیه گرفته شده و به شاکی پرداخت می‌شود. برای مثال دیه شکستن استخوان دست راست که پس از درمان بهبود پیدا کند، بنا بر نرخ سال ۱۳۸۳ معادل هشت نفر شتر یا ۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار ریال است.

چنانچه هر یک از شرایط گفته شده یعنی تساوی در سالم بودن، اصلی بودن و محل عضو وجود نداشته باشد یا قصاص موجب تلف جان یا عضو مجرم شود، قصاص اجرا نخواهد شد و تبدیل به پرداخت دیه می‌شود.

در مواردی که اجرای حکم قصاص قطعی باشد، شرط اصلی آن است که نباید اندازه آن بیشتر از اندازه صدمه وارده به شاکی باشد. برای رعایت این شرط، حدود جراحت وارده کاملا اندازه گیری می‌شود.

در قطع و جرح و ضرب عمدی عضو به هنگامی که به هر دلیل امکان قصاص عضو نباشد ( مثلا شاکی رضایت داده باشد یا شرط تساوی محقق نباشد).

و در شرایط زیر ضارب به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد:

  1.  صدمه وارده موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضو مصدوم شود.
  2.  صدمه وارده منتهی به مرض دائمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع مصدوم شود.
  3.  صدمه وارده منجر به از بین رفتن عقل مصدوم شود.
  4.  قاضی تشخیص دهد که اقدام مجرم باعث اخلال در نظم و امنیت عمومی شده یا موجب شده که وی یا دیگران متجری و گستاخ شوند.

اگر صدمات وارده منجر به آسیب های گفته شده نشود ولی مجرم از اسلحه یا چاقو و امثال آن در وارد کردن صدمه استفاده کرده                  باشد، به سه ماه تا یک سال حبس محکوم می‌شود.

منازعه دسته جمعی

اگر درگیری دسته جمعی باشد در صورتی که منازعه منتهی به نقص عضو شود، هر یک از شرکت کنندگان به حبس از شش ماه تا سه سال و اگر منازعه منتهی به ضرب و جرح شود، هر یک به سه ماه تا یک سال حبس محکوم خواهند شد.

 نمونه رای ایراد ضرب و جرح عمدی 

دادگاه شعبه 2  دادگاه تجدید نظر استان نام طرفین دادرسی :‌ تجدید نظر خواه: رسول تجدید نظر خوانده‌: محبوبه ، محمد شماره پرونده: ‌90677 موضوع رسیدگی:

تجدید نظر خواهی از دادنامه شماره 512- 21/8/94 صادره از شعبه 102 دادگاه کیفری 2 ایراد ضرب و جرح عمدی شرح دادخواست: در دادنامه بدوی صادره از شعبه 102 دادگاه کیفری 2 شاکی آقای رسول و متشاکیان 1) محمد  فرزند احمد 2) محبوبه به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی رأی صادره به قرار ذیل است: در خصوص اتهام آقای محمد فرزند اهل و شغل آزاد با تودیع وثیقه. خانم محبوبه.

نفر اخیر آزاد به معرفی کفیل متهم ردیف اول دائر به ایراد صدمه و ضرب و جرح عمدی نسبت به رسول صبور و ردیف دوم دائر به برخورداری از کمک به مصدوم دادگاه با توجه به محتویات پرونده و شکایت شاکی آقای رسول گواهی پزشکی قانونی شهادت شهود و مطلعبن دفاعیات غیر موثر متهمان در دادسرا و دادگاه و عدم حضور و دفاع است .

که از ناحیه و ردیف اول در دادگاه و کیفرخواست صادره از دادسرای  شماره 5237- 31/6/94 و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده بزه انتسابی به متهم را محرز و مسلم تشخیص داده است.

علی هذا مستنداً به مواد 19و بند الف ماده 290 و448و462 و 492 و 614 قانون مجازات اسلامی و ماده واحده قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین است.

حکم به محکومیت متهم ردیف اول به لحاظ عدم امکان رعایت تساوی در قصاص و افراز تجری مرتکب حکم به محکومیت متهم موصوف از جهت جنبه عمومی جرم به تحمل 6ماه حبس تعزیری و ازجنبه خصوصی جرم به پرداخت 3/1 دیه کامله از بابت شکستگی استخوان جمجه هنگام ورود شکستگی جمجه در ناحیه پیشانی آهیانه سمت چپ در هنگام خروج در حد دامنه.

و دوم سی درصد دیه کامله ارشاً از بابت از دست دادن میدان بینایی در چشم در مرجع سمت چپ تحتانی. و سوم نه صدم دیه کامله ارشاً از بابت اختلال در توانایی بیان و دریافت مطالب. و چهارم هجده صدم دیه کامله ارشاً از بابت خلج تحت اندام فوقانی و اندام تحتانی در سمت راست.

و پنجم چهار صدم دیه کامله ارشاً از بابت کاهش حساسیت بویایی ششم پنجاه. و شش درصد دیه کامله از بابت ارش مازاد دامنه اعلام شده قبلی. و هفتم هفتاد درصد دیه کامله ارشاً از بابت اختلال شدید در تکلم. و هشتم بیست و چهار صدم دیه کامله ارشاً از بابت کاهش شدید قدرت عضلانی اندام فوقانی راست.

و نهم نوزده صدم دیه کامله از بابت ارش کاهش شدید عضلانی تحتانی راست در حق شاکی آقای رسول صبور  و متهم ردیف دوم به تحمل 3 ماه و یک روز حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی آنان صادر و اعلام می‌گردد.

رأی صادره نسبت به متهمان حضوری است و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدید نظر استان می‌باشد. که پس از تجدید نظر خواهی تجدید نظر خواه به تاریخ مقرر در شعبه 2 دادگاه تجدید نظر استان تشکیل جلسه داده و مجدداً مورد رسیدگی قرار گرفت.

تجدید نظر خواه آقای محمد و خانم محبوبه. موضوع تجدید نظر خواسته از دادنامه شماره 512- 21/8/94 صادره از شعبه 102 دادگاه کیفری 2 رای دادنامه تجدیدنظر در خصوص تجدید نظر خواهی آقای محمد و خانم محبوبه.

که با وکالت آقای مصطفی نسبت به دادنامه شماره 512مورخ 21/8/94 از شعبه 102 دادگاه کیفری 2 اصدار یافته و به موجب آن تجدید نظر خواه اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی با اسلحه گرم به تحمل 2 سال حبس تعزیری و از جهت عمومی جرم و پرداخت دیه در حق شاکی آقای رسول به شرح رأی یاد شده محکوم گردیده است.

با توجه به محتویات پرونده نظر به اینکه در این مرحله از رسیدگی از ناحیه تجدید نظر خواه ایراد و اعتراض موثر مدللی که موجبات نقض دادنامه تجدید نظر خواسته را فراهم نماید ارائه و عنوان نگردیده است.

و بر اساس و بنای استدلال و استنباط دادگاه نخستین در افراز و تشخیص مجرمیت و صدور حکم و تعیین کیفرخواست به همین بنا و رعایت موازین قانونی و تشریفات داوری خدشه و خللی وارد و ترتیب نیست.

و از طرفی اعتراض واصل شده در واقع تکرار همان مطلب عنوان شده، جلسه بدوی بوده است و هنگام صدور حکم مورد توجه دادگاه نخستین قرار گرفته و در مجموع اعتراضی به کیفیتی نیست که بر اساس و ارکان رأی لطمه و خدشه وارد نماید.

علی‌هذا دادگاه ضمن رد تجدید نظر خواهی به عمل آمده به استناد به بند الف ماده 455 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 92 دادنامه موصوف را تایید و استوار می‌نماید. رای صادره با لحاظ ماده 443 قانون مرقوم قطعی است. نظریه وکیل 1- رأی تحقق ركن مادی ایراد ضرب و جرح عمدی شرایطی لازم است الف: وجود شخص مجنی علیه كه باید انسان زنده باشد.

ب: ایراد صدمه یعنی فعل مثبت مادی بر روی شخص مجنی علیه اثر بگذارد ج: وسیله ارتكاب جرم كه می‌تواند هر وسیله ای باشد. در ركن معنوی: باید سوء‌نیت عام و سوءنیت خاص وجود داشته باشد یعنی وسیله ارتكاب جرم و عمل به وجود آمده سوء نیت عام و نتیجه عمل سوءنیت خاص باشد.

مطابق بند ب ماده 427 قانون آیین دادرسی كیفری آراء صادره در خصوص جرایمی كه طبق قانون مستلزم پرداخت دیه بیش از یک دهم دیه‌ی كامل است قابل تجدید نظر بوده و آراء كمتر از یك دهم دیه‌ی كامل قطعی است با توجه به افزایش نرخ دیه‌ی كامل و قابل توجه بودن نسبی ان می توان گفت كه هم اكنون با در نظر نگرفتن مواردی كه مصادف با ماه های حرام (رجب، ذیقعده، ذیحجه، محرم) بوده اند.

2-در باب ایراد ضرب و جرح عمدی قانون مجازات اسلامی در ماده 614 مقرر می دارد هر كس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد كه موجب نقصان یا شكستن یا از كار افتادن عضوی از اعضاء یا منتهی به مرض دائمی یا فقدان یا نقص یكی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی علیه گردد

در مواردی كه قصاص امكان نداشته باشد چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتكب با دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محكوم خواهد شد و درصورت درخواست مجنی علیه مرتكب به پرداخت دیه نیز محكوم خواهد شد.

تبصره: در صورتی كه جرح وارده منتهی به ضایعات فوق نشود و آلت جرح اسلحه یا چاقو و امثال آن باشد مرتكب به سه ماه تا یك سال حبس محكوم خواهد شد. ملاحظه می شود كه مطابق تبصره فوق از ماده مذكور مجازات حبس یا جزای نقدی قابل تجدیدنظر و در خصوص دیه قطعی خواهد بود

كه اگر چنانچه رسیدگی در مرجع تجدیدنظر منتهی به صدور رای بر برائت محكوم علیه گردد تكلیف دیه قطعی چه خواهد بود اگرچه در دفاع می‌توان گفت در چنین مواردی می‌توان از اعاده دادرسی استفاده كرد.

لكن نفس صدور آرایی كه به دو بخش قابل تجدیدنظر و غیر قابل تجدیدنظر آن هم در احكام كیفری كه دیه از آثار جرم و بخشی از مجازات است چه خواهد شد روشن استكه منشأ هر دو بخش جرم است و اگر قرار است موضوع وقوع جرم مورد رسیدگی مجدد قرار گیرد پس باید مجازات های صادره نیز به تبع منشأ وجودی خویش قابل تجدیدنظر باشد.

3- کلیه اقداماتی که در مرحله تجدید نظر صورت گرفته است از طرح دادخواست تجدید نظر خواهی از سوی محکوم‌علیه از دادنامه اصراری از مرجع بدوی در مهلت مقرر قانونی در دادگاه‌های تجدید نظر استان سمنان و به ترتیب مطابق مقررات وفق مواد 426 و 427 و تبصره 2 آن و 432 و433 و 434 از لحاظ جهت تجدید نظر خواهی و 436 فی‌المجموع از قانون آیین دادرسی در امور کیفری مصوب 1392 رسیدگی شده است.

که در یکی از شعب تجدید نظر که پس از ارجاع ریاست آن مرجع ثبت و کلاسه بندی در شعبه 2 وفق ماده 448 قانون اخیرالاشاره قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری و نهایتاً صدور حکم به محکومیت آقای رسول صبور (تجدید نظر خواه) مستنداً به بند الف ماده 455 قانون فوق ایراد و اعتراض موثر و مدللی موجبات نقض دادنامه بدوی فراهم کند را نیاورده است.

و رأی مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده از سوی مرجع بدوی صادر شده و موجبات تایید رأی بدوی بوده است. همچنین تصریح مرجع تجدید نظر به قطعیت رأی صادره وفق مادتین 448 همان مرقوم و از نظر انطباق با مقررات و تشریفات آیین دادرسی و اصول محاکمات و حقوق متداعین و قوانین بدون مربوط به موضوع صحیح و بلااشکال و قانونی می‌باشد.

مشاورین حقوقی و وکلای پایه یک دادگستری ما در موسسه حقوقی وکیل برتر در خدمت شما عزیزان می‌باشند و پاسخ گوی سوالات حقوقی شما خواهند بود 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *